گوشه ي دل

Tuesday, September 15, 2009

قابل لمس

اینجا ایران است
.
.
ایران
/.

سیب زمینی خورها اثر ونگوک

Music1: Dead Can Dance - The Host Of Seraphim

Music2: Dead Can Dance - Towards The Within

88/6/25

نوشته شده توسط مونا در 12:56 AM

Saturday, September 12, 2009

نظریه

Music1: Diamanda Galas & John Paul Jon - Hex
Music2: Lisa Gerrard(Dead Can Dance) - Shadow Magnet
________________________________________________________
پ.ن1: به دو آهنگ بالا خوب گوش کنید.
اگر خوب دقت کنید متوجه می شوید که این دو از لحاظ ساخت و پرداخت کاملا شبیه به هم هستند. شروع هر دو آواز است و با آغاز به سرو صدا افتادن سازها, موسیقی به فراز می رسد و با هر دو یعنی موسیقی و آواز، آهنگها به اتمام می رسند...
آهنگ اول متعلق به دیاماندا گالاس است که ساخت آن بر می گردد به سال 1994 و دومین آهنگ توسط لیزا جرالد عزیز همان رهبر گروه سابق "Dead Can Dance" است که در سال 1998 ساخته و پرداخته شد.

حال هدف از بیان این مشخصه ها تنها ارایه ی یک نظریه یا حدس و گمان به اینست که لیزا جرالد در ساخت این آهنگ به شدت از موسیقی "Hex" ساخته ی جان پل جان و گالاس تاثیر گرفته و پیروی نموده است. امیدوارم که اشتباه نکرده باشم و اگر اشتباهی باشد لیزا مرا ببخشد. اما به گمانم حدسی 99٪ درست است.
خوب دیگه اینم می تونه نظریه ای باشه که اینجانب ابلاغ فرمودیم!

پ.ن2: تابستان خود را چگونه گذراندید؟...
"sims3" یه بازی کامپیوتریِ جالبه که زندگی کردن را به صورت مجازی از نوزادی تا پیری در این بازی تجربه می کنی. مثلا باید مثل زندگی واقعی درش کار کنی تا پولِ خونه و ماشین و وسایل رفاه و خوراک و پوشاکت فراهم بشه. همینطور عاشق می شی و می تونی ازدواج کنی و بچه دار شی و بچه رو بزرگ کنی و... در نهایت به آرزوهای نهایی که باید در بازی تعیینشون کنی برسی. حالا این بازیی که عرض کردم با این مشخصات تمام تابستون منو کرده (میخکوب خودش). البته نه به خاطر نوع بازی, بلکه, به خاطر اینکه و برای اینکه و به این علت که, بجای اینکه به روال عادی بازی بپردازم, با قراردادن کد تقلب برای داشتن پول بیشتر در بازی خودمو از شر کار روزانه خلاص کردم و به این شکل با برقراری ارتباطات عاشقانه بی وقفه (می شه گفت با کل دخترای شهر) در عرض 1 ماه, طوری که روزی ده, بیست نفر درش حامله می شدن تمام شهر پر از بچه های حرومزاده شد (که حالا تقریبا به جز پسر خاله, عمو, دایی ها که می تونن با دختر خاله, عمو, دایی ها ازدواج کنن همه با هم خواهر برادر شدن و دیگه نمی شه رابطه مابطه داشت. و در نتیجه بازی منمم به اتمام رسیده.
تابستان خود را چگونه گذراندم؟... خوب این سوال خیلی خوبی برای من نیست!
20/6/88
نوشته شده توسط مونا در 2:10 AM

Monday, September 07, 2009

عشق های افسانه ای

Darya Dadvar - Mah Pishano
15/6/88
نوشته شده توسط مونا در 12:47 AM

Thursday, August 27, 2009

دریوزه یوزه یوزه...

دریوزه یوزه یوزه , پوزه ی سگ می کشد بویش, سویش
به زبان, زآن به آنسان لیس
++++_(-:}"\\\\\\\\\\\\
---
.....................
دریوزه یوزه, پوزه که در یوزه می دهد بویش
خیس رویش

به تکان تن نمی دهد, سگ را نمی رهد

زمیان, به گریز

>><<<:::
}:{

("}:}


{{{{{{{|

_(________________ -


درپوزه, دریوزه یوزه می گیرد جا, بی جان, به دهان سگ می کشد دندان
کشان کشان, بدنش را که تن نمی دهد به تکان, با خیز
××××

(_(\::::: ÷÷=

درپوزه پوزه, دریوزه می رود به رهش, رها, به برش, سگ ریزان آب دهنش, لیز

= +_+_} ========
\} """""

--------------
دریوزه یوزه, در پوزه می چکد کفنش که دریده بدنش که تکان نمی دهدش
و تنش

کشان کشان

می رود وطنش...

شُر شُر
خیس
............................ ><<<<<<
.-_+

دریوزه یوزه یوزه
----

درپوزه, دریوزه یوزه یوزه
----------
Music1: Peter Gabriel - Sketch Pad With Trumpet And Voice
Music2: Azam Ali - In The Shadow Of Life
5/6/88
نوشته شده توسط مونا در 5:43 PM

Sunday, August 23, 2009

خیال

ZedBazi - Kooche
1/6/88
نوشته شده توسط مونا در 12:34 AM

Friday, July 31, 2009

بی صدا

ترق تروق، ترق تروق
--=

به صدا می افتد صدای تخت

ـ(+(ـ

ترق تروق
..
.

با هر تکان

ــــ

ترق تروق
..
.

میانمان

++++++

ترق تروق، ترق تروق

...

پر صدا می شود صدای تخت

و تق

ــــــــــــــــــــ
.
.
.

صدا قطع می شود

***
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.

.

صدا می کند صدایم کن های صدای تو

()ـ
صدایت صدا نمی دهد

--

- - -----

./

صدایم می کند صدای به صدا افتاده ات

++

صدایم به صدا نمی افتد

ــــــــــــــــــــــــــــــ

----
صدا می زنم صدایم را

. /

..........

.\

_____
صدایی نمی آید

///......\\

از صدا می افتد صدای به صدا افتاده ات

صدامان صدا نمی کند
-
+-+-

صدای باد را هم باد برده بود

---


صدایی نمی ماند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
=
و دوباره...

++++++++
ترق تروق ، ترق تروق
...

Music1: Diamanda Galas - Gloomy Sunday
Music2: Tori Amos - Sweet Sangria
_________________________________________________
پ.ن1: "چرا نباید از خواننده انتظار داشته باشیم که کوششی به خرج دهد؟ همیشه همه چیز را برای خواننده شرح می دهند. سرانجام خواننده از اینکه می بیند چنین رفتار تحقیر آمیزی با او دارند خشمگین می شود" این جمله بخشی از آغاز رمان "پرواز ایکار" اثر "رمون کنو" نویسنده مدرن نویسیست که با خوندن کتابش منو دیونه ی خودش کرده. اون دوس نداره ماجرایی رو تو رمانش کش بده. شاید مثال بدی نباشه اگه این بخش از رمان رو بخونین:
ایکار:
حالا برای غذا چه کار کنیم
اِل اِن:
می رویم به کاباره ی کوچکی که من می شناسم و غذایش 1 فرانک و 50 سانتیم است می بینی ور شکستت نمی کنم.
ایکار:
برویم! یک اَبسنت دیگه هم می خورم.
اِل اِن می خندد.
در رستوران.
گارسون:
چه سعادتی! بفرمایید بنشینید.
ایکار می نشیند، اِل اِن هم در کنار او. اِل اِن با حالتی مصمم صورت غذا را بر می دارد.
غذا می خورند.
ایکار پول غذا را حساب می کند و می روند.
در اتاق.
اِل اِن:
خانه ام به نظر چطور است؟
ایکار:
قشنگ چیز دیگری نمی توانم بگویم: قشنگ.
همدیگر را می بوسند.
کمی بعد.
اِل اِن:
هنوز هم چیز زیادی درباره ی تو نمی دانم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این بخش از داستان، نویسنده جای اینکه بخواهد شرح حال شخصیت را هنگام غذا خوردن یا حتی زمانی که با هم معاشقه می کنند مفصل توضیح دهد، خیلی خلاصه جریان را تعریف می کند، به طوری که خواننده خودش به راحتی می تواند تصور کند که حاشیه ی تشریفاتی این اتفاقات چه بوده است. به طور خلاصه نویسنده نمیخواهدبا شعور خواننده بازی کند.
و اما موضوع این رمان داستان نویسنده ایست که یکی از شخصیت های مهم داستانش که ایکار نام دارد، از داستانش فرار می کند و نویسنده با استخدام کردن یک کارگاه خصوصی سعی در یافتن آن شخصیت دارد و...

پ.ن2: روزا چقدر تکراری شدن، نیست؟
23/5/88
نوشته شده توسط مونا در 1:13 AM

ببین

ترکیب ترتیب یافته ی تکه تکه های دست نیافته ی آن خیال باطلت

--=-++-

به خیالم

~~~

دست یافتنی ترین خواستن هاست

_____________

اما...

ببین که از بین می رود

.

ببین

ببین که از بین می روند

.........

ببین چگونه بینمان خواستن ها

++++

به ترتیب ترکیب یافتن نخواستن ها

=

از بین می روند

Music1: Hosein Alizade- Dijvan Garparya - Parandeha

Of Albom: Be Tamashaye Abhaye Sepid

Music2: A Perfect Circle - Annihilation

_________________________________________________

پ.ن1: پرنده ها به تماشای باد ها و شکوفه ها به تماشای آبهای سپید رفتند... پرنده ها, شکوفه ها رفتند... ما ماندیم.

یادم می آید شب شمارش رای های سبز و سرخ و سفید, تا صبح بیدار مانده بودم و خبر تلخ حادثه ی در حال وقوع را لحظه به لحظه از سایت های مختلف پیگیری می کردم... تمام شب احساس چپانده شدن در ظرف در پوشیده ای را داشتم که مملوع از خلع است. آنجا بود که پرنده های علیزاده, بی اراده, مرا تا صبح در حسرت پریدن به اغما فرو بردند. اغمایی که هرگز در شب کنسرتش حس نکرده بودم.

پ.ن2: دیدی بعضی اوقات وقتی تا خرخره لجت گرفته بی اراده خندت می گیره؟

چند وقت پیش تو سایت فارس نوشته بود: در مصاحبه با مردم اکثریت صحبتشان با آقای موسوی بود که می گفتند: آقای موسوی چرا دست بر نمی دارید، نمی بینید حتی اون مردمی که به شما رای داده بودند حالا به ستوه آمدند و می گویند: موسوی رای منو پس بده؟!!!!!!!!!!!!!!!!

88/5/8

نوشته شده توسط مونا در 1:12 AM

Thursday, July 23, 2009

اتفاق


افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد -
می افتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد -
می افتد
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد
___________

قیصر امین پور
Music
88/5/1
نوشته شده توسط مونا در 11:05 AM

Saturday, April 11, 2009

با من!

شما!

تو نه
»«««

شما


..... .

که همیشه در آمدن است
~~~×

من نمی شود

آنقدر با من می ماند تا تو می شود


________


--

آن تو
.........

که همیشه در رفت و آمد است

-+-+ - -



--- +++++ =

تو!


شما نه
تو

××××



من نمی شود

آنقدر با من می ماند تا او می شود

========



×


و او....


- -


.






که همیشه در رفتن است
__

___________
Music: Jackie Allen - Lazy Afternoon


88/1/23
نوشته شده توسط مونا در 1:05 AM

Friday, March 20, 2009

استمرار خاطره

Hushyar Khayam - Kaviri
1/1/88
نوشته شده توسط مونا در 9:13 PM