89/04/21
گوشه ي دل
Tuesday, July 13, 2010
و ...............
89/04/21
Tuesday, May 11, 2010
دم
Tuesday, March 23, 2010
دلدار
دل را ربود
Friday, March 12, 2010
اینبارت
Tuesday, September 15, 2009
قابل لمس
سیب زمینی خورها اثر ونگوک
Music1: Dead Can Dance - The Host Of Seraphim
Music2: Dead Can Dance - Towards The Within
88/6/25
Thursday, August 27, 2009
دریوزه یوزه یوزه...
دریوزه یوزه یوزه , پوزه ی سگ می کشد بویش, سویشبه زبان, زآن به آنسان لیس
++++_(-:}"\\\\\\\\\\\\
---
.....................
دریوزه یوزه, پوزه که در یوزه می دهد بویش
خیس رویش
به تکان تن نمی دهد, سگ را نمی رهد
زمیان, به گریز
>><<<:::
}:{
("}:}
{{{{{{{|
_(________________ -
درپوزه, دریوزه یوزه می گیرد جا, بی جان, به دهان سگ می کشد دندان
کشان کشان, بدنش را که تن نمی دهد به تکان, با خیز
××××
(_(\::::: ÷÷=
درپوزه پوزه, دریوزه می رود به رهش, رها, به برش, سگ ریزان آب دهنش, لیز
= +_+_} ========
\} """""
--------------
دریوزه یوزه, در پوزه می چکد کفنش که دریده بدنش که تکان نمی دهدش
و تنش
کشان کشان
می رود وطنش...
شُر شُر
خیس
............................ ><<<<<<
.-_+
دریوزه یوزه یوزه
----
درپوزه, دریوزه یوزه یوزه
----------
Music2: Azam Ali - In The Shadow Of Life
Friday, July 31, 2009
بی صدا
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
.
از صدا می افتد صدای به صدا افتاده ات
صدای باد را هم باد برده بود
صدایی نمی ماند
++++++++
...
Music2: Tori Amos - Sweet Sangria
_________________________________________________
ایکار:
حالا برای غذا چه کار کنیم
اِل اِن:
می رویم به کاباره ی کوچکی که من می شناسم و غذایش 1 فرانک و 50 سانتیم است می بینی ور شکستت نمی کنم.
ایکار:
برویم! یک اَبسنت دیگه هم می خورم.
اِل اِن می خندد.
در رستوران.
گارسون:
چه سعادتی! بفرمایید بنشینید.
ایکار می نشیند، اِل اِن هم در کنار او. اِل اِن با حالتی مصمم صورت غذا را بر می دارد.
غذا می خورند.
ایکار پول غذا را حساب می کند و می روند.
در اتاق.
اِل اِن:
خانه ام به نظر چطور است؟
ایکار:
قشنگ چیز دیگری نمی توانم بگویم: قشنگ.
همدیگر را می بوسند.
کمی بعد.
اِل اِن:
هنوز هم چیز زیادی درباره ی تو نمی دانم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این بخش از داستان، نویسنده جای اینکه بخواهد شرح حال شخصیت را هنگام غذا خوردن یا حتی زمانی که با هم معاشقه می کنند مفصل توضیح دهد، خیلی خلاصه جریان را تعریف می کند، به طوری که خواننده خودش به راحتی می تواند تصور کند که حاشیه ی تشریفاتی این اتفاقات چه بوده است. به طور خلاصه نویسنده نمیخواهدبا شعور خواننده بازی کند.
و اما موضوع این رمان داستان نویسنده ایست که یکی از شخصیت های مهم داستانش که ایکار نام دارد، از داستانش فرار می کند و نویسنده با استخدام کردن یک کارگاه خصوصی سعی در یافتن آن شخصیت دارد و...
پ.ن2: روزا چقدر تکراری شدن، نیست؟
23/5/88
ببین
--=-++-
به خیالم
دست یافتنی ترین خواستن هاست
_____________
اما...
ببین که از بین می رود
.
ببین
ببین که از بین می روند
.........
ببین چگونه بینمان خواستن ها
++++
به ترتیب ترکیب یافتن نخواستن ها
=
از بین می روند
Music1: Hosein Alizade- Dijvan Garparya - Parandeha
Of Albom: Be Tamashaye Abhaye Sepid
Music2: A Perfect Circle - Annihilation
_________________________________________________
پ.ن1: پرنده ها به تماشای باد ها و شکوفه ها به تماشای آبهای سپید رفتند... پرنده ها, شکوفه ها رفتند... ما ماندیم.
یادم می آید شب شمارش رای های سبز و سرخ و سفید, تا صبح بیدار مانده بودم و خبر تلخ حادثه ی در حال وقوع را لحظه به لحظه از سایت های مختلف پیگیری می کردم... تمام شب احساس چپانده شدن در ظرف در پوشیده ای را داشتم که مملوع از خلع است. آنجا بود که پرنده های علیزاده, بی اراده, مرا تا صبح در حسرت پریدن به اغما فرو بردند. اغمایی که هرگز در شب کنسرتش حس نکرده بودم.
پ.ن2: دیدی بعضی اوقات وقتی تا خرخره لجت گرفته بی اراده خندت می گیره؟
چند وقت پیش تو سایت فارس نوشته بود: در مصاحبه با مردم اکثریت صحبتشان با آقای موسوی بود که می گفتند: آقای موسوی چرا دست بر نمی دارید، نمی بینید حتی اون مردمی که به شما رای داده بودند حالا به ستوه آمدند و می گویند: موسوی رای منو پس بده؟!!!!!!!!!!!!!!!!
88/5/8



